محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

813

خلاصة الحكمة ( فارسى )

بالفعل براى قبول صورتى كه موجب كيفيت برودت است . پس هر گاه چنين باشد . پس بدنى كه غالب باشد بر آن كيفيتى از كيفيات ، خواهد بود استعداد آن براى « 1 » استحاله به سوى آن صورت كه مقتضى است براى آن كيفيت اتَم ؛ پس مىباشد حصول آن بر آن زياده و قوىتر و سريع‌تر ؛ به خلاف كيفيتى كه مضاد باشد مر آن را كه حصول آن در آن به خلاف آن مىباشد . و نيز مىگوييم ما : به درستى كه هر كيفيتى كه غالب آيد بر آن مادّه ، باطل مىگردد استعداد بالفعل آن براى قبول كيفيتى كه مضادّ است براى آن كيفيت يا براى حفظ آن . پس حرارت گرمى خارجى ، باعث تقويت حرارت حارّ داخلى غريزى است . دوم : آن چه گفته درين مثال ، درين مقام صلاحيت مثاليت ندارد ؛ به جهت آن كه قياس مع الفارق است و فارق آن ظاهر است . سوم : به درستى كه قول او « و امّا محرور و امثال آن داخل است در كسى كه اراده نقل مزاج او باشد به سوى حالتى افضل » ؛ قولى است كه خبرت و آگاهى در آن نيست ؛ به جهت آن كه هر كه باشد صحّت او در درجه حرارت و يا برودت مثلًا ، بى شك چون انتقال نمايد از آن مزاج ، مىگردد مريض . چهارم : به درستى كه قول او كه « تدبير شيخ و صبى داخل تدبير ابدان ضعيفه است » ، از جنس چيزى است كه اتّفاقى نيست ؛ به جهت آن كه شخصى كه قائل است به عدم واسطه ميان صحّت و مرض ، نمىباشد نزد او مسلّم . و بر فرض تسليم آن ، مىگوييم : اين منافى است به چيزى كه گفته است هر صحّتى ؛ زيرا كه كلّيتِ در آن ، مفيد حفظ هر شخصى است براى چيزى كه لايق بدان است . پنجم : قول « 2 » او كه « امّا شابى كه بر كمال صحّت باشد پس تدبير آن اين است كه وارد كرده شود بَر او چيزى كه موافق آن باشد » ؛ اگر اراده نموده است به « موافق » چيزى

--> ( 1 ) . از براى . ( 2 ) . ب : آن كه قول .